| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
؟؟
دوستان سلام
ممنون که پیشم میاید و تنهام نمیزارید من یک هفته ای میرم مسافرت ، و نمی تونم آپ کنم وقتی برگشتم خبرتون میکنم موفق باشید
|+| نوشته شده توسط غریب ترین آشنا در جمعه 1384/05/28 و ساعت |
عیدتون مبارک
فرا رسیدن فرخنده میلاد امیرالمومنین علی ( علیه السلام ) را به پیامبر اکرم ( ص ) حضرت زهرا ( س )،به امام زمان ( عج ) و تمام شیعیان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض میکنم *****
***** پیامبر اکرم ( ص ) از قول خداوند فرمود :
حضرت زهراء ( س ) :
امام علی ( علیه السلام ) :
|+| نوشته شده توسط غریب ترین آشنا در پنجشنبه 1384/05/27 و ساعت |
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد ....
شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد فريبنده زاد و فريبا بميرد شب مرگ تنها نشنيد كه موجي رود گوشهاي دور و تنها بميرد در آن گوشه چندان غزل ميسرايد كه خود در ميان غزلها بميرد گروهي برآنند كاين مرغ زيبا كجا عاشقي كرد، آنجا بميرد. شب مرگ از بيم، آنجا شتابد كه از مرگ غافل شود تا بميرد من اين نكته گيرم كه باور نكردم نديدم كه قويي به صحرا بميرد چوروزي از آغوش دريا برآيد شبي هم در آغوش دريا بميرد تو درياي من بودي، آغوش وا كن كه ميخواهد اين قوي تنها بميرد دکتر حمیدی شیرازی |+| نوشته شده توسط غریب ترین آشنا در چهارشنبه 1384/05/26 و ساعت |
میلاد ....
السلام علیک یا جواد الائمه ( علیه السلام )
فرا رسیدن سالروز میلاد فرخنده امام محمد بن علی ( علیه السلام ) را به امام زمان ( عج )
مخصوصا شیعیان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض میکنم
همیشه شاد باشید |+| نوشته شده توسط غریب ترین آشنا در دوشنبه 1384/05/24 و ساعت |
در انتظار .....
|+| نوشته شده توسط غریب ترین آشنا در جمعه 1384/05/21 و ساعت |
شهادت امام هادی - ع -
فرا رسید سالروز شهادت امام علی النقی ( علیه السلام ) را به امام زمان ( عج ) و همه ی دوستاداران آن بزرگوار تسلیت می گویم
امام هادی ( علیه السلام ) :
موفق و پیروز باشید |+| نوشته شده توسط غریب ترین آشنا در سه شنبه 1384/05/18 و ساعت |
شب میلاد ...
میلاد امام محمد باقر ( علیه السلام ) رو تبریک میگم
امام محمد باقر (ع) میفرماید :
همیشه شاد باشید |+| نوشته شده توسط غریب ترین آشنا در یکشنبه 1384/05/16 و ساعت |
خدا کند تو بیایی ...
از آن درخت خشکیده از آن پرنده ی خسته هنوز خسته ترم من خدا کند تو بیایی
|+| نوشته شده توسط غریب ترین آشنا در جمعه 1384/05/14 و ساعت |
ستایش باد خدای حکیم را که .....
همه چیز تسبیح گوی خداست
|+| نوشته شده توسط غریب ترین آشنا در چهارشنبه 1384/05/12 و ساعت |
... دوستت دارم ...
می نویسم بر در و دیوار کویش حال خویش باشد آن را یار خواند ، یا کسی گوید به یار
|+| نوشته شده توسط غریب ترین آشنا در شنبه 1384/05/08 و ساعت |
عنايت قمر بني هاشم عليه السلام
حضرت اباالفضل عليه السلام فرمود: بگو يا صاحب الزمان !
جناب حجه الاسلام آقاي مكارمي فرمودند :نقل شده است در يكي از شهرهاي شيراز شخصي همراه عمويش براي ماهيگيري به كنار ساحل ميرود و در آنجا يكدفعه غرق ميشود. عموي وي، نگران از مرگ برادرزاده ، ناگهان ميبيند كه وي روي آب آمد! باري، شخص غرق شده كنار ساحل ميآيد و عمويش از او ميپرسد: چگونه نجات يافتي؟ ميگويد: در حال غرق شدن ، به ياد روضهها افتادم، پس از آن عرض كردم: يا اباالفضل !ديدم حضرت اباالفضل العباس عليه السلام تشريف آوردند و در گوشم فرمودند: بگو يا صاحب الزمان! من هم متوسل به حضرت امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف ) شدم و عرض كردم يا صاحب الزمان! آقا امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) تشريف آوردند و مرا نجات داده كنار ساحل آوردند .دشمن از او ميخواست تا تسليم گردد
مردي كه اهل خيمه را، سيراب ميخواست خود را از تاب تشنگي، بيتاب ميخواستآمد سراغ شط، وليكن تشنه برگشت مردي كه حتي خصم را، سيراب ميخواست با مشك خالي، امتحان دجله ميكرد دريا تماشا كن كه از شط، آب ميخواست !دشمن از او ميخواست تا تسليم گردد بيعت ز درياي شرف، مرداب ميخواست !عمري چو او، در خدمت خفاش بودن اين را ، شب از خورشيد عالمتاب ميخواست !در قحط آب، از دست خود هم دست ميشست مردي كه باغ عشق را، شاداب ميخواست ديشب كه شوري در دلم افكنده بودند طبعم به سوگ عشق، شعري ناب ميخواست |+| نوشته شده توسط غریب ترین آشنا در جمعه 1384/05/07 و ساعت |
حضرت زهرا - س -
حضرت زهرا ( سلام الله عليها )
امام صادق ( عليه السلام ) مي فرمايد : حضرت زهرا ( س ) کنار در جهنم مي ايستد ، هنگامي که روز قيامت ميشود در پيشاني هر شخصي حک ميشود که کافر است يا مؤمن ، وقتي مؤمني را که گناهانش زياد است به سوي دوزخ ميبرند و حضرت زهرا ( س ) در پشانيش مي بيند که نوشته شده - دوستدار اهل بيت (ع) - حضرت زهرا ( س ) ميگويند : خدايا مرا فاطمه ناميدي و به وسيله ي من محبانم و محبان فرزندانم را از آتش جهنم رهايي بخشيدي و وعده ي تو حقيقت دارد و هيچ گاه پيمان خود را نمي شکني . پس پرودگار ميفرمايد : راست ميگويي فاطمه ، من تو را فاطمه نام گذاري کردم و به وسيله ي تو هر آن کس که دوستار تو و فرزندانت است و از انان پيروي کرده را از آتش دور ميکنم ، و وعده ي من حتمي است و هيچ گاه پيمان نمي شکنم ، ولي براي اين ، اين بنده ام را به سوي آتش بردم که تو شفاعتش را نزدم کني ، و من نيز قبول کنم ، و ملائکه ، پيامبران ، رسولانم و اهل محشر بدانند که تو چه جايگاهي نزدم داري و چه اندازه نزدم عزيزي .... پس هر ان کس را که در پيشانيش مهر ولايتتان را ديدي دستش را بگير و وارد بهشتش کن .
|+| نوشته شده توسط غریب ترین آشنا در چهارشنبه 1384/05/05 و ساعت |
شادی
این روزها همه شادن این هم یه جورشه دیگه
|+| نوشته شده توسط غریب ترین آشنا در سه شنبه 1384/05/04 و ساعت |
همیشه شاد باشید
السلام علیک یا قره عین الرسول یا فاطمه الزهراء (س)
فرا رسیدن میلاد فرخنده یگانه بانوی هستی و روز مادر رو به همه ی شما تبریک عرض میکنم همیشه شاد و خوشحال باشید
|+| نوشته شده توسط غریب ترین آشنا در دوشنبه 1384/05/03 و ساعت |
آغاز عشق
آغاز عشق
در خیالت مثل من پرواز کن تو خود عشقی مرا آغاز کن سرزمین آرزوهایت کجاست ؟ آمدم در را برویم باز کن با من از باران و از شبنم بگو عشق را با قلب من دمساز کن عشق تو یک اتفاق ساده نیست با نگاهت باز هم اعجاز کن خلوتم را پر کن از حسی غریب من خریدار تو ام ، پس ناز کن با من از ناگفته ها حرفی بزن دیگر ای آرام جان لب باز کن من به یادت این غزل را ساختم این سکوت تلخ را آواز کن
|+| نوشته شده توسط غریب ترین آشنا در یکشنبه 1384/05/02 و ساعت |
|
درباره وبلاگ
![]() بعد از مدت ها دوباره او را ديدم.
باز با همان زيبايي و وقار؛ با همان قدم هاي آهسته و با لبخندي پر معنا. تا ميان جمع شد، همه به سوي او شتافتند. گويا آشناتر از آشناترين آشنايانشان بود. مردي دوان دوان جمع را شكافت و خود را به او رسانيد و گفت: - چه خوب شد كه شما را ديدم .... آن يكي وسط پريد و گفت: - مدتي است درآمدي ندارم، آيا ميتوانيد برايم كاري .... سومي آهي سر داد و گفت: - چه خوب ميشد اگر دستي بر سر دختر بيمارم ميكشيديد . و كمي آن طرف تر، زني كه مانند ابر بهاري، طوفاني از اشك را به دوش ميكشيد، فرياد كشيد: - شما را به خدا مشكلم را حل كنيد. و .... و ..... و .......... او كه ميان جمع ايستاده بود؛ به تك تك خواستههاي افراد رسيدگي كرد. حتي آن كودكي كه براي بادكنك بي بادش نالان شده بود، با بادكنكي زيبا، خندان به خانه برگشت. ولي ... ولي افسوس كه كسي به خواستهي او توجهي نكرد. رو به آسمان چرخيد و تنها چيزي كه از آن صورت نوراني نمايان گشت، مرواريدي از ديار آشناي اشك بود كه نرسيده به زمين روي بال فرشتگان چكيد و به آسمان رفت. سپس نگاهي به من انداخت و با لبخندي پر معنا از آنجا دور شد. چنين بود كه تا او را در اوج آشنايي غريب ترين يافتم؛ غريب ترين آشنا نام نهادم. و برگ اول زندگيم را با كمال افتخار به او اختصاص دادم. منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1388مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 آرشيو موضوعی
داستانمناسبتها دل نوشته ها متفرقه مبانی داستان نویسی پخش زنده از حرم امام حسین علیه السلام پخش زنده از حرم حضرت عباس علیه السلام قطعه های ادبی گالری پيوندهای روزانه
رنگین کمانآسمان دل روان شناسی و مشاوره آونگ خاطره های ما آغاز با عشق بنام حضرت دوست همسفر مهتاب مرداب آبی باران عدل از شیر مرغ تا جون آدمیزاد برسر 2 راهي با خاطراتم آواز در باران رز سياه کوچه پس کوچه هاي دل التماس آرشيو پیوندها پيوندها
ابوالفضل (ع)مرداب سنگی فریاد خاموش لبگزه بنام حضرت دوست اندیشه جوان سکوت سرد زندگی سهم عاشقاست بی تو هرگز علائم ظهور حضرت مهدی - عج - هزاران راز زندگی افشین امیر پاشا عشق ؟؟؟ رهگذر عاشق باران می خواهم بدانم 3 تا نقطه نغمه های تنهایی من جنون تو عزیز دلمی قصه چشمات دفتر خاطرات یه مجنون دعاها و نیازها یک تکه ماه بی نصیب زبور عشق سرزمین نور بـــــرو . .برودیگه.ازعشق برام حــرف نزن یک دنیا پدر قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |